08/22/2019 - پنجشنبه 31 مرداد 1398

بازطراحی محله در بافت فرسوده با رویکرد پایداری اجتماعی (نمونة موردی: محلة سنگلج غربی تهران)

1395/10/5 225 پایان نامه-سازمان نوسازی(اداره پژوهش) rating
image

شناسنامه پایان‌نامه

دانشجو: عفت کمالی‌خواه

استاد راهنما: دکتر مرتضی میرغلامی

استاد مشاور: دکتر محمدسعید ایزدی

مقطع تحصیلی/ رشته: کارشناسی ارشد/ طراحی شهری/ ـــــــــ

دانشگاه/ دانشکده: دانشگاه هنر اسلامی تبریز/ دانشکده معماری و شهرسازی

سال تحصیلی: 91ـ1390

خلاصه پژوهش

از جمله مباحثی که در سال­های اخیر در ادبیات شهرسازی وارد شده‌ است و توجه نکردن به آن، در مداخلات صورت‌گرفته در بافت‌های ناکارآمد شهری احساس می‌شود، مقولۀ پایداری اجتماعی­ست. فعالیت‌ها و رفتارهای ناصحیح جامعۀ انسانی، پیامدهایی برای محیط داشته ‌است که اگر ادامه یابد، تمامی ساختارهای اجتماعی ـ فرهنگی جوامع متلاشی شده، هرج و مرج و اغتشاش حاکم می‌شود. بنابراین، تغییر رفتارها و تکنیک نحوۀ فعالیت انسانی در راستای نیل به پایداری اجتماعی، لازم به نظر می‌رسد.

طبق نظریۀ امکان­گرایی و احتمال­گرایی محیط، تأثیر محیط در شکل­گیری و جهت­دهی رفتارها، بدیهی، انکارناپذیر و بیان­کنندۀ این است که طراحی مناسب می‌تواند به پایداری اجتماعی یاری رساند. پس معیارهای دست‌یابی به پایداری اجتماعی در طراحی بافت‌های فرسوده، پاسخی مناسب برای حل معضل بافت‌های فرسوده است. در فرآیند تحقیق، این نتیجه به دست آمد که هر یک از آیتم‌های مؤثر بر کیفیت فضای شهری، بر پایداری اجتماعی مؤثر است، و اگرچه میزان تأثیر هر یک از ابعاد کیفیت بر پایداری اجتماعی متفاوت است و مؤلفه‌های کیفیت از یک درجۀ ارزش و تأثیرگذاری برخوردار نیستند، ارتقای کیفیت فضای شهری در تمام ابعاد آن می‌تواند به پایداری اجتماعی کمک کند. البته این یک نتیجۀ احتمالی­ست و بسیاری از مؤلفه‌های دیگر از جمله مسایل اقتصادی و سیاسی و غیره، برپایداری اجتماعی اثر می­گذارند. این تحقیق، با رویکرد تحلیلی و با استفاده از توصیف مفاهیم بنیادی پایداری اجتماعی، محله، بافت‌های فرسوده، و نیز تحلیل تاریخی تجارب نوسازی و به‌سازی شهری در جهان و ایران، همچنین تحلیل ارتباط دو مقولۀ پایداری اجتماعی و بافت فرسوده، معیارهای کاربردی برای طراحی و سامان‌دهی محلۀ سنگلج غربی را ارایه کرده، و از این طریق، زمینه را برای طراحی مناسب در بافت‌های فرسوده فراهم می­کند.

هفت اصلی که کلیت طرح‌مایۀ جدید محله را برای طراحی شهری شکل می‌دهد، این­هاست: یکپارچگی اجزا و انسجام کالبدی بافت(وحدت)؛ سهولت و سلسله‌مراتب در جابه­جایی(با تأکید بر حرکت پیاده)؛ اندازه، تناسب و مقیاس؛ حفاظت از هویت محله و واقع‌گرایی(پرهیز از مداخلات کلان­مقیاس)؛ خوانایی محله؛ تأمین خدمات و تسهیلات مورد نیاز ساکنان؛ ایجاد فضاهای عمومی شهری(مانند مراکز محله یا مراکز واحدهای همسایگی).

در طراحی کالبدی سازمان فضایی، دو آلترناتیو مد نظر قرار گرفت. این دو آلترناتیو، با در نظر گرفتن اصول پایداری اجتماعی برای طراحی یک محلۀ مسکونی از جمله حفظ هویت بافت، ایجاد فضای اجتماعی، بهره‌گیری بیشینه از پتانسیل‌های موجود و ایجاد کاربری‌های جدید به جای ساختمان‌های مخروب یا متروک طراحی شده‌اند. در ارزیابی گزینه‌های نهایی سازمان فضایی، از روش ارزیابی کلی استفاده شده ‌است. برای ارزیابی دو آلترناتیو پیشنهادی و انتخاب گزینۀ بهینه، از روش ارزیابی میزان دست‌یابی به اهداف بهره­ برده شده که نشان می‌دهد کدام یک از آلترناتیوهای پیشنهادی به اهداف اصلی نزدیک‌تر است و بیشتر به هدف­ها دست یافته‌ است.