12/15/2019 - يكشنبه 24 آذر 1398

بازتوسعة مراکز شهری در چارچوب رویکرد توسعة میان‌افزای مسکونی (نمونة موردی: محلة بازار تجریش)

1395/10/5 241 پایان نامه-سازمان نوسازی(اداره پژوهش) rating
image

شناسنامه پایان‌نامه

دانشجو: امیررضا فرشچین

استاد راهنما: دکتر مجتبی رفیعیان

استاد مشاور: دکتر احمد پورجعفر

مقطع تحصیلی/ رشته/ گرایش: کارشناسی ارشد/ شهرسازی/ ــــــــ

دانشگاه/ دانشکده: دانشگاه تربیت مدرس/ دانشکده هنر و معماری

سال تحصیلی: 90ـ1389

خلاصه پژوهش

سال‌هاست که مراکز شهری با مشکلات و مسائل پیچیده‌ای همچون فرسودگی زودرس، ترافیک سنگین، ایمنی و امنیت نازل و ... روبه‌رو هستند؛ مشکلاتی که همواره فکر متخصصان، برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران شهری را به خود مشغول داشته‌اند.

یکی از این مشکلات، مسئلة کمبود مسکن و بدمسکنی در این مراکز است که خود ریشة بسیاری از مشکلات دیگر شهری‌ست؛ مسائل و مشکلاتی که در شهرهای بزرگ و به‌خصوص شهرهای بزرگ کشورهای در حال توسعه، از جمله کشور ایران، بسیار پررنگ‌تر و شدیدتر مشاهده می‌شود.

تهران، مادرشهری که تقریباً بخش اعظمی از پیکرة آن با مشکلات متعدد شهرسازی درگیر است، مراکزی بس مریض و ناکارآمد دارد. مراکزی که با داشتن پتانسیل‌های قوی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می‌تواند همچون قلب تپندة شهری، موجب ارتقای سطح کیفی و کمی شهر تهران شود، در حال حاضر به غده‌هایی سرطانی تبدیل شده‌اند که مسائل بسیاری را چون ترافیک سنگین، فرسودگی و ناعدالتی‌های اجتماعی و اقتصادی را به دیگر نقاط شهر نیز تزریق می‌کنند.

محلة بازار تجریش، یکی از این مراکز پرمشکل است؛ که محدودة مورد مطالعه در این پژوهش است؛ زیرا این محله، علاوه بر داشتن پتانسیل‌های بازتوسعه، از جمله زمین‌های خالی و همچنین ظرفیت‌های جذب سرمایه، چون کانون‌های جمعیتی امام‌زاده صالح، بازار قدیم و...، دارای بافت ناکارآمدی از دیدگاه کالبدی و اجتماعی، به‌خصوص در بخش شمالی آن است. از دیدگاه دیگر نیز این محله، طیفی از انواع متفاوت مسکن را در بر می‌گیرد.

محلة بازار تجریش، یکی از مهم‌ترین بافت‌های محله‌ای در کنار محلات دیگری چون زرگنده، هویت‌بخش محدودة شمیران است. قرارگیری عناصر مهمی چون امام‌زاده، بازار و تقاطع شاه‌راه‌های قدیم که از دیرباز سبب شکل‌گیری میدان باقدمت تجریش شده‌اند، بر هویت و شخصیت تاریخی و فرهنگی این بافت افزوده‌اند. شناخت این محدوده در قالب محدودة فراگیر آن در بستری از تاریخ و همچنین در ابعاد تئوریک مورد نظر تحقیق، گامی  لازم است. روند کار در این پژوهش، بدین‌گونه است که ابتدا، ظرفیت محیط با توجه به عوامل و شاخص‌های اثرگذار، جداگانه و در 3 ردة بالا، متوسط و پایین تعیین و بررسی شده، و بعد از وزن‌دهی به هر شاخص با روش دو به دویی و تشخیص وزن هر یک از شاخص‌ها، این ظرفیت‌ها با هم تلفیق شده‌اند، و در انتها نیز از حاصل هم‌پوشانی‌ها، تحلیل ظرفیت خام به دست آمده است.

بنابراین، با کمک تکنیک تحلیل ظرفیت توسعه، محدودة مورد نظر ارزیابی شده، و بررسی‌ها نشان می‌دهد که  هر چه بخش‌های محدودة هدف، از ابعاد شاخص‌های تعیین‌شدة گوناگون ضعیف‌تر و دورتر باشد، پتانسیل بازتوسعة آن بیشتر است. در این راستا، ظرفیت و توسعه‌پذیری محیط از نظرگاه شاخص‌های مورد توجه تحقیق، سنجیده شده است. این سنجش نیز با توجه به نوع و ماهیت شاخص، بر پایة دو نوع عامل پایه و اثرگذار بررسی  شده است. بنابراین، با امتیازبندی ظرفیت‌های محدوده از بُعد شاخص‌های متفاوت، وزن‌دهی و جمع این امتیازات، اولویت ظرفیت توسعه در محدوده به دست می‌آید. این ظرفیت، تحقیق را در جهت طرح‌ریزی مناسب‌تر برای محیط هدایت می‌کند. پس از تحلیل ظرفیت موجود، متناسب با شاخص‌های منتخب، گزینه‌هایی در جهت برخورد با این ظرفیت‌های بازتوسعه ارایه می‌شود.

با توجه به اهداف کلی در قالب ضرورت‌های توسعة میان‌افزا در تقابل با اوضاع محدوده(به‌کارگیری پتانسیل‌های فعالیتی و گردشگری محیط در ارتقای اوضاع سکونتی، افزایش ایمنی زندگی، تقویت زیرساخت‌ها و خدمات شهری، حفظ و احیای هویت و شخصیت کالبدی و اجتماعی محدوده)، این سه آلترناتیو ارایه می‌شود:1ـ مداخلة سنگین؛ 2ـ مداخلة متعادل؛ 3ـ مداخلة سبک.

در پایان پژوهش مشخص می‌شود که با توجه به ارزیابی گزینه‌ها از طریق تکنیک ماتریس حصول اهداف، گزینة پیشنهادی دوم(مداخلة متعادل) با رویکرد استفاده از پتانسیل‌های محدوده در جهت ارتقای وضعیت عمومی  آن، بیشترین امتیاز را در نزدیک شدن به اهداف اصلی تحقیق به دست می‌آورد.