08/22/2019 - پنجشنبه 31 مرداد 1398

طراحی منظر در بافت‌های خودانگیخته

1395/10/5 209 پایان نامه-سازمان نوسازی(اداره پژوهش) rating
image

شناسنامه پایان‌نامه

دانشجو: حمزه عباس‌پور

اساتید راهنما: مهندس مهدی شیبانی، دکتر سید حسن تقوایی

مقطع تحصیلی/ رشته/ گرایش: کارشناسی ارشد/ معماری منظر/ ــــــــ

دانشگاه/ دانشکده: دانشگاه شهید بهشتی/ دانشکده معماری و شهرسازی

سال تحصیلی: 1390

خلاصه پژوهش

در گذشته‌ای نه چندان دور، مهاجرت گسترده به شهرهای بزرگ، موجب توسعة ناگهانی و بی‌برنامة شهرها و ایجاد مکان‌هایی جدید برای اسکان شهرنشینانِ نوظهور شد. در این توسعه، به رغم وجود برخی شباهت‌های جزئی میان بافت‌های جدید و بافت‌های مسکونی اصیل، تفاوت‌های اساسی و بنیادی میان آن‌ها وجود داشته و دارد. بنیادی‌ترین تفاوت‌ها، در قانونی و غیرقانونی(رسمی و غیررسمی) بودن اسکان و ساخت آن‌ها بود که سبب محرومیت از امکانات شهری شده بود. در عین حال، شکل و الگوی ساخت که بر انتخاب و کاربرد مصالح نیز اثر گذاشته، از دیگر خصوصیات این­گونه بافت‌هاست ؛ که موجب تمایز آن‌ها از بافت‌های رسمی مجاور می‌شود. طراحی منظر سازگار با بافت‌های خودانگیخته، با پارک­های وسیع و زمین­های بازی متعدد و سایر دخل و تصرف­های یکباره و عظیم، بسیار متفاوت است. معماری منظر با توجه به زندگی انسان در بیرون از خانه و تأمین نیازهای زندگی در فضای باز می‌تواند بخشی از کمبودهای فضایی را که ساکنان بافت‌های خودانگیخته با آن دست به گریبان هستند، برطرف کند. این ایده، در واقع پایۀ شکل­گیری تئوری زندگی در بافت‌های خودانگیخته است. فرضیۀ زندگی در منظر و نه زندگی و منظر جدای از هم، بدین شرح است که استفادۀ صحیح و مقتضی از طراحی منظر در منظر شهری بافت‌های خودانگیخته می‌تواند پاسخگوی نیازهای ساکنان این­گونه بافت‌ها از فضای شهری آن‌ها باشد. کاربردی که این رساله در فرایند پژوهش داشته، شامل تأمین نیازهای اجتماعی و فرهنگی ساکنان بافت خودانگیخته به فضای عمومی مناسب و همچنین افزایش حس تعلق و حساس شدن به آن و حرکت در جهت بهبود آن(افزایش مشارکت اجتماعی) بوده است.

در این رساله، نمونۀ موردی محلۀ گلابدرة تهران که در کنار دره­ای­ که به همین نام خوانده می‌شود، قرار گرفته است. راه رسیدن به این درۀ زیبا که منظر شهر تهران بر فراز تپه­ای نمایان است، از میدان تجریش و خیابان دربند است. این نکات را در هنگام مطالعۀ محلۀ مورد نظر برای طراحی منظر شهری این بافت باید در نظر داشت: کنترل دمای آسایش در محوطه­های بسته، ایجاد ابنیه در شیب­های شمالی با سقف و دیوارهای دارای سایبان، و در شیب­های جنوبی برای کاهش انرژی گرمایشی و سرمایشی، کنترل دمای آسایش در محوطه­های باز، ایجاد اقلیم­های خرد، کنترل اثر تابش در محوطه­های باز، کنترل اوضاع اقلیمی، یخ­بندان، جریان باد و بارندگی و برف و مه و ابر. 

اکنون برای شناخت و تحلیل فضای مورد مطالعه می‌توان آن را به دو بخش آسیب­شناسی محیط کالبدی(به معنی کاستی­های کالبدی بافت خودانگیخته که موجب کارآیی ضعیف این سکونتگاه­ها شده، یا ایمنی و امنیت را به خطر انداخته است)، و رفتارشناسی و نیازسنجی ساکنان بافت تقسیم­بندی کرد. این رساله با ارایۀ طرح پیشنهادی توانسته با شناخت آسیب­ها در منظر شهری و نیازهای فضایی ساکنان و مسائل آن‌ها و با پیروی از چارچوب طراحی منظر در بافت خودانگیخته، از پتانسیل­های فضایی در جهت تقویت قرارگاه­های رفتاری و فعالیت‌های منجر به ایجاد حس تعلق بهره گیرد و با اقداماتی ساده اما اثرگذار، علاوه بر تأمین ایمنی و امنیت بافت، چهر، بافت را نیز دگرگون کند. این طراحی به صورت نمونه و در سلسله­مراتب فضایی عمومی محله صورت گرفته است: طراحی مرکز محله، طراحی مسیر نمونه، طراحی فضای همسایگی، و طراحی نقاط ضعف فضایی که امکان تبدیل به نقاط قوت را داراست. در همۀ طرح­ها سعی بر این بوده که با کمترین دخل و تصرف در ابنیه و با کمترین تخریب و هزینه، اقداماتی در جهت بهبود زندگی اجتماعی ساکنان گلابدره به انجام رسد.