12/15/2019 - يكشنبه 24 آذر 1398

جانمایی و طراحی فضاهای عمومی در بافت‌های فرسودة شهری (کاربرد روش چیدمان فضا در طراحی شهری) (نمونة موردی: محدودة تهران ناصری)

1395/10/5 237 پایان نامه-سازمان نوسازی(اداره پژوهش) rating
image

شناسنامه پایان‌نامه

دانشجو: آرش سهرابی

استاد راهنما: دکتر سید کمال‌الدین شهریاری

استاد مشاور: دکتر لعلا جهان‌شاهلو

مقطع تحصیلی/ رشته/ گرایش: کارشناسی ارشد/ طراحی شهری/ ـــــــ

دانشگاه/ دانشکده: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات/ دانشکده هنر و معماری

سال تحصیلی: 89-1388

خلاصه پژوهش

بافت‌های فرسوده در حالی از چرخة رشد و توسعة شهر بازمانده‌اند که توانمندی‌های لازم را برای ایفای نقشی تعیین‌کننده در فرآیند توسعة شهر دارند. یکی از علل اساسی این امر را می‌توان پاسخ ندادن فضاهای باز و عمومی در این بافت‌ها، یا کمبود آن‌ها دانست. فضاهای عمومی پاسخ‌ده، چون بسترساز زندگی اجتماعی محسوب می‌شوند، می‌توانند خودآورده‌های اقتصادی داشته باشند. خودآورده‌های اقتصادی نیز به طور متقابل می‌توانند تأثیراتی اساسی بر جلوگیری از برون‌رفت این بافت‌ها از چرخة نوسازی شهری داشته باشند.

در راستای جانمایی و طراحی فضاهای باز و عمومی پاسخ‌ده، به چند نکته باید توجهی خاص مبذول کرد: نخست این‌که فضاهای مذکور باید از نظارت اجتماعی کافی برخوردار باشند؛ دوم این‌که فضاهای مورد نظر باید با هم در ارتباط باشند، و شبکه‌ای از فضاهای عمومی در محدودة بافت‌های فرسوده و در تعامل با یکدیگر ایجاد شود؛ سوم این‌که فضاها باید زمینه را برای بسترسازی زندگی اجتماعی در خود فراهم آورند. این سه موضوع، از موضوعات اساسی مورد بحث در تکنیک نحو فضاست. در اینجا لازم است این موضوع ذکر شود که بافت‌های فرسوده، دچار معضلات پیچیده و به‌هم‌گره‌خورده‌ای هستند و تنها با برخورد تک‌وجهی با آن‌ها نمی‌توان با این معضلات روبه‌رو شد. تحقیق حاضر، تنها رویکردی‌ برای ایجاد محرک‌هایی برای نوسازی این‌گونه بافت‌هاست و در پی رفع تمامی مسائل آن‌ها نیست. بدیهی‌ست که به‌کارگیری دیگر رویکردها و روش‌ها در کنار این رویکرد، در صورتی که سامان‌یافته به کار گرفته شود، می‌تواند راه حل‌های غنی‌تری برای برون‌رفت از مسائل این بافت‌ها پیش چشم نهد.

روش تکنیک نحو فضا، ارتباط همة فضاهای شهری با یکدیگر را تجزیه و تحلیل می‌کند و نتایج را به صورت پارامترهای ریاضی و داده‌های گرافیکی در دست می‌گذارد. ضرورت استفاده از این روش در تحقیق حاضر، نیاز مبرمی‌ست که به کاهش یا حذف اعمال سلیقه‌های فردی در برنامه‌ها و طرح‌های شهری منجر می‌شود. فرایندی که در پی آن، سایت طراحی، یا به عبارت دیگر، محدودة مداخله، تعیین شد، بدین صورت است که نخست با توجه به محدودة مورد مطالعه(طهران ناصری) که بررسی‌ها و پیاده‌سازی تکنیک نحو  فضا روی آن صورت ‌گرفته است، و با تحلیل محوری بر روی فضاهای عمومی آن، محدوده‌های با عمق زیاد تعیین شد. از طرف دیگر، با بررسی اجتماعی و اقتصادی و تاریخی محدودة بازار ـ به علت اهمیت شایان توجه و مسائل و مشکلات پیچیدة آن در محورهای حاضر ـ این محدوده، از میان محدوده‌های پرعمق به مثابه حوزه‌ای فرادست سایت طراحی انتخاب شد. سپس با تحلیل محوری دقیق بر روی محدودة بازار، محدودة مرکزی آن(محدودة جنوبی چارسوق بزرگ بازار) که هم در عمق بیشتری از سایر محدوده‌های بازار قرار دارد و هم شامل افت شدید هم‌پیوندی با محورهای مجاور خود شده، سایت طراحی و محدودة مداخلة مستقیم برگزیده شد.

با توجه به کاربست روش تکنیک نحو فضا در مطالعة حاضر، و تمرکز نوشتار بر این تکنیک، و از طرف دیگر، با توجه به بررسی‌های صورت‌گرفته در گزارش و نتایج به‌دست‌آمده، معیارهایی که در طراحی مورد تأکید قرار گرفته‌اند، در موارد به‌هم‌وابسته چنین خلاصه می‌شود: کاهش میانگین عمق فراگیر سایت، افزایش میانگین هم‌پیوندی فراگیر و محلی سایت، افزایش میانگین هم‌پیوندی محلی سایت، افزایش میزان هوشمندی سایت(ضریب هم‌بستگی هم‌پیوندی فراگیر و محلی سایت).

در روند تحقیق، سه آلترناتیو با روش چیدمان فضا با توجه به معیارهای ذکرشده ارایه شد؛ که با بررسی‌ و ارزیابی آن‌ها، آلترناتیو بهینه به دست آمد.