08/22/2019 - پنجشنبه 31 مرداد 1398

بررسی کارایی رویکرد توسعۀ دارایی مبنا با تکیه بر سرمایۀ اجتماعی در بهبود بافتهای نابسامان شهری (مطالعۀ موردی: محلۀ امام‌زاده حسن شهر تهران)

1395/10/4 391 پایان نامه-سازمان نوسازی(اداره پژوهش) rating
image

شناسنامه پایان‌نامه

دانشجو: فاطمه محمدی آیدغمیش

استاد راهنما: دکتر راضیه رضازاده

استاد مشاور: دکتر مجتبی رفیعیان

مقطع تحصیلی/ رشته/ گرایش: کارشناسی ارشد/ شهرسازی/ برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای

دانشگاه/ دانشکده: دانشگاه علم و صنعت ایران/ دانشکده معماری و شهرسازی

سال تحصیلی: 91ـ1390

خلاصه­ پژوهش

این تحقیق بر این بوده که با شناسایی یک بافت نابسامان، تأثیر سرمایۀ اجتماعی در بهبود محله از طریق تمایل به مشارکت سازمان­یافتۀ ساکنان بررسی کند و سپس با یافتن ارتباط بین ابعاد کالبدی ـ اجتماعی محله با میزان سرمایۀ اجتماعی، راه‌کارها و دستورالعمل­هایی برای بهبود محله با تکیه بر رویکرد دارایی­مبنا ارایه کند. هدف از فرآیند ذکرشده، پاسخ به پرسش اصلی تحقیق در زمینۀ کارایی رویکرد توسعۀ دارایی­مبنا برای بهبود بافت­های نابسامان شهری­ست. علت توجه به این رویکرد، بیان این نکته است که نگاه صرفاً کالبدی، توجه صرف به نیازها و کمبودها و توجه کافی نکردن به ظرفیت­ها و نقاط قوت بافت­های شهری و ساکنان آن‌ها، موجب می­شود که طرح­هایی که برای به‌سازی بافت­های نابسامان شهری تهیه می­شوند، به تمام اهداف مورد نظر دست نیابند و در اجرا با استقبال چندانی روبه­رو نشوند. در نتیجه این بار با حرکت از رویکرد نیازمبنا به دارایی‌مبنا، سرمایه­های موجود در بافت­های نابسامان، مبنای بهبود آن‌ها قرار گرفت.

با مطالعات انجام­گرفته این نتیجه به دست آمد که در الگوهای جدید توسعۀ شهری، دیدگاه خردنگرِ مبتنی بر مهندسی اجتماعی باید جای‌گزین نگرش کلان شود. طبق این دیدگاه، حل مسائل شهری و توسعه، از کوچک‌ترین واحد شهری یعنی محله آغاز می­شود. توسعۀ محله­ای، بر پایۀ توسعۀ اجتماعات محلی به بار می­نشیند و پایداری شهر را شالوده­ریزی می­کند. بنابراین، موضوع اصلی در توسعۀ محله­ای، اجتماعات محلی هستند. رویکرد توسعۀ دارایی­مبنا، با این سه مشخصۀ ساده و وابسته به هم تعریف می­شود: شناسایی سرمایه­های محلی؛ مشارکت ساکنان؛ و ظرفیت­سازی. سرمایۀ اجتماعی، در توسعۀ محله به صورت عام، و در رویکرد دارایی­مبنای توسعۀ اجتماعات محلی به طور خاص، یک عامل مهم است. سرمایۀ اجتماعی (به مثابه دارایی) به این علت مهم است که پیش­نیاز فرآیند توسعۀ اجتماعات محلی­ست، و در کنار سرمایۀ کالبدی، عاملی شتاب­دهنده برای ظرفیت­سازی­ست. در مقیاس محلی، سرمایۀ اجتماعی، شامل منابعی در اجتماعات محلی می­شود که از طریق اعتماد فراوان، عمل و کنش متقابل، هنجارهای مشترک رفتاری، تعهدات، الزامات و تعلقات مشترک، و شبکه­های رسمی و غیررسمی به وجود می­آید. افراد و گروه­ها می­توانند از این سرمایه برای تسهیل در امر خدمات­رسانی به اجتماع استفاده کنند. طبق ادبیات سرمایۀ اجتماعی، هدف این است که به جوامع فقیر به گونه­ای دیگر نگریسته شود. بنابراین، رویکرد توسعۀ دارایی­مبنا الزاماً بر این موضوع دلالت ندارد که محله­های فقیر، دارای سرمایه­های اجتماعی کافی و مناسبی هستند؛ اما خالی در نظر گرفتن آن‌ها از هر گونه سرمایة اجتماعی و فیزیکی نیز گمراه‌کننده است.

پس از بررسی پیشینۀ استفاده از رویکرد توسعۀ دارایی­مبنا، مشخص شد که در تمامی مطالعات و تجربه­های صورت­گرفته، سرمایۀ اجتماعی، یکی از دارایی­های مهم این رویکرد بوده و تأثیری بسزا در بهبود هر اجتماع محلی داشته است؛ به طوری که تکیه بر سرمایه­های اجتماعی، در موارد بسیاری به کاهش فقر، افزایش مشارکت و تقویت حس مسئولیت­پذیری شهروندان منجر شده است.

برای تحقیق حاضر، محلۀ امام‌زاده حسن واقع در منطقۀ 17 شهر تهران انتخاب شده است. این محله دارای ویژگی­های بارزی چون راسته­های تجاری فعال و سرزنده، عنصر اثرگذار و باارزش مذهبی تاریخی امام‌زاده حسن، نهادهای مردمی و اعتقادات مذهبی قوی ساکنان است. یافته­ها نشان می­دهد که جز مؤلفۀ امنیت، بین سایر مؤلفه­های سرمایۀ اجتماعی و تمایل به مشارکت سازمان­یافته، هم­بستگی وجود دارد. همچنین نتایج به دست آمده از تحلیل مسیر مشارکت سازمان­یافته با استفاده از مؤلفه­های اثرگذار سرمایۀ اجتماعی، نشان می­دهد که مشارکت اجتماعی، اعتماد نهادی، اعتماد بین افراد، احساس تعلق محلی و انسجام اجتماعی، به ترتیب، مهم­ترین عوامل اثرگذار بر تمایل به مشارکت سازمان­یافته در محله هستند.

پس از اثبات فرضیۀ اصلی تحقیق مبنی بر وجود رابطه بین سرمایۀ اجتماعی و تمایل به مشارکت سازمان­یافته، ارتباط ابعاد کالبدی و اجتماعی محله با سرمایۀ اجتماعی بررسی، و مشخص شد که قدمت سکونت، وضعیت مالکیت، میزان کیفیت امکانات کالبدی از دید ساکنان، و میزان حضورپذیری فضاهای عمومی در محله، بر میزان سرمایۀ اجتماعی اثر می­گذارند و تأثیر وضعیت مالکیت، از سه عامل دیگر کمتر است. این نتایج، ابزاری بودن رویکرد توسعۀ دارایی­مبنا و همچنین لزوم یکپارچگی سرمایه­های کالبدی و اجتماعی را برای ظرفیت­سازی تأیید می­کند.

در نهایت، پس از تعریف چشم­انداز محله، اهداف خرد، سیاست­ها و راه‌کارهای اجرایی برای توسعۀ محله در چارچوب رویکرد دارایی­مبنا با تکیه بر سرمایۀ اجتماعی تدوین شده است.