12/15/2019 - يكشنبه 24 آذر 1398

اصول و معیارهای حفاظت و توسعۀ یکپارچه در مجموعه های معماری تاریخی (مطالعۀ موردی: میدان کهنه اصفهان و میدان امیرچقماق یزد)

1395/10/4 390 پایان نامه-سازمان نوسازی(اداره پژوهش) rating
image

شناسنامه پایان‌نامه

دانشجو: سمیه فدایی­نژاد

استاد راهنما: دکتر پیروز حناچی

مقطع تحصیلی/ رشته/ گرایش: دکتری تخصصی/ معماری/ ــــــــ

دانشگاه/ دانشکده: دانشگاه تهران/ پردیس هنرهای زیبا/ دانشکده معماری

سال تحصیلی: 92-ـ1391

خلاصه پژوهش

محیط­های تاریخی، مجموعه­ای از آثار ارزشمند فرهنگی ـ تاریخی، مشتمل بر ساختمان‌ها، مجموعه­ها، بافت‌ها و چشم­اندازهای فرهنگی و تاریخی شهری را در درون خود جای داده­اند. آنچه امروز به نام میراث فرهنگی در اختیار ما قرار گرفته، امانتی­ست که باید ضمن حفظ ارزش‌ آن­ها، با بهترین کیفیت در اختیار آیندگان و نسل­های بعدی قرار گیرد. از این رو هر اقدامی در محیط­های تاریخی، از محدودیت‌ها و حساسیت بیشتری برخوردار است؛ هرچند که محدودیت ناشی از وجود لایه­های ارزشی در این مکان‌ها نباید منجر به هراس از مواجهه و اقدام در این مکان‌ها شود؛ زیرا در این صورت، نه­تنها امیدی به حفاظت و بازآفرینی باقی نمی­ماند، روز به روز به فرسودگی­ها اضافه می‌شود، و در طولانی­مدت، میراث فرهنگی به تخریب می­رسد. بررسی تجارب دهه­های اخیر در حوزۀ بازآفرینی محیط­های تاریخی نشان داده است که این مکان‌ها می‌توانند کاتالیزوری مناسب برای توسعۀ اقتصادی و اجتماعی در شهرها باشند و مکان‌هایی مناسب برای کار، زندگی، مسافرت و سرمایه‌گذاری فراهم آورند. ازاین رو اقدامات بازآفرینی در محیط­های تاریخی، در صورت حفظ احترام آن­ها و ارتقای ارزش‌ها و معنای کامل تاریخی می‌تواند سبب سرزندگی اقتصادی محیط تاریخی شود. همچنین محیط­های تاریخی، به سبب نقشی که در سرمایه‌گذاری، ایجاد حس تعلق به مکان، پایداری و کیفیت زندگی ایفا می‌کنند، به منزلۀ بخشی از استراتژی‌های یکپارچه و موفق بازآفرینی به شمار می­آیند که از یک طرف، توجه به ابعاد گوناگون توسعه در حفاظت از محیط­های تاریخی، و از طرف دیگر، توجه به معنا و مفهوم میراث در فرآیند توسعه، نشانگر توجه به رویکرد حفاظت و توسعۀ یکپارچه در محیط­های تاریخی­ست.

این پژوهش، در جست­وجوی بازخوانی و تدوین چارچوب مفهومی حفاظت و توسعۀ یکپارچه به منظور معرفی اصول و معیارهای حفاظت و توسعۀ یکپارچه برای ارایۀ راه‌بردها، سیاست­ها، برنامه­ها و اقدامات بازآفرینی جامع و یکپارچه در بافت‌های تاریخی به­ویژه مجموعه­های معماری تاریخی­ست که در آن به منظور تدقیق چارچوب مفهومی پژوهش و تعیین اولویت‌بندی و سلسله­مراتب ارتباط بین معیار معنای فرهنگی با مؤلفه­های حفاظت یکپارچه و معیار سرزندگی اقتصادی با مؤلفه­های توسعۀ یکپارچه، مجموعۀ تاریخی میدان کهنه اصفهان با رویکرد غالب توسعه­مبنا، و مجموعۀ تاریخی میدان امیرچقماق یزد با رویکرد غالب حفاظت­مبنا انتخاب شد. سپس اطلاعات مربوط به نمونه­های انتخابی، به کمک ابزارهای مطالعۀ اسنادی و مشاهده، مصاحبه و پرسش‌نامه جمع­آوری، و با استفاده از استراتژی مناسب و بر مبنای شاخص‌های تحلیلگر ارزیابی شد.

بررسی‌های صورت‌گرفته چنین نشان می‌دهد: 1ـ میزان توجه به معیارها و شاخص‌های حفاظت یکپارچه در مجموعۀ تاریخی میدان امیرچقماق یزد، بیشتر از میدان کهنه اصفهان، و میزان توجه به معیارها و شاخص‌های توسعۀ یکپارچه در مجموعۀ تاریخی میدان کهنه اصفهان، بیشتر از میدان امیرچقماق یزد بوده است؛ 2ـ مقایسۀ نظریات بین کاربران و متخصصان و مدیران، نشانگر بروز اختلاف معنادار در اغلب موارد بوده است. بین آنچه که مدیران و متخصصان، ادعای آن را در برنامه­ها و طرح‌های باززنده­سازی مجموعه­های تاریخی میدان کهنه اصفهان و میدان امیرچقماق یزد داشته­اند و آنچه که اجرا شده و کاربران در مورد آن نظر داده­اند، اختلاف چشم­گیری وجود دارد. این موضوع، نشان از وقوع شکاف در مرحلۀ حرف تا عمل مدیران دارد که درخور تأمل است. 3ـ مشاهدات محقق و مصاحبه با مدیران و متخصصان، نشان­دهندۀ نبود مدیریت یکپارچه، و نیز نبود هماهنگی و تعامل میان نقش­آفرینان حفاظت و توسعه در فرآیند تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، طراحی و اجرای اقدامات بازآفرینی به منظور ایجاد تعادل میان رویکردهای حفاظت و توسعه در این دو مجموعۀ تاریخی­ست.

بنابراین، با توجه به موارد پیش­گفته می‌توان گفت که به منظور برقراری تعادل و تعامل میان معنای فرهنگی و سرزندگی اقتصادی، و تحقق چارچوب حفاظت و توسعۀ یکپارچه در مجموعه­های تاریخی میدان کهنه اصفهان و میدان امیرچقماق یزد باید از یک سو نقش­آفرینان حفاظت، با داشتن درک کافی و شناخت مناسب از مفهوم معنای فرهنگی، و از سوی دیگر، نقش­آفرینان توسعه، با داشتن درک کافی و شناخت مناسب از مفهوم سرزندگی اقتصادی در فرآیند تصمیم‌گیری و تدوین سیاست­ها به منظور بازآفرینی این دو مجموعۀ تاریخی با یکدیگر تبادل نظر کنند، و از طرفی دیگر، نیروهای سیاسی نیز به منظور تأثیرگذاری مثبت در این فرآیند باید از معیارهای معنای فرهنگی و سرزندگی اقتصادی شناخت و درک کافی داشته باشند تا بتوانند در فرآیند تصمیم‌گیری نقش­آفرینان حفاظت و توسعه و تدوین توصیه­های حرفه­ای توسط متخصصان(تولیدکننده­های طرح و برنامه)، اثرگذاری مثبت و ارزنده­ای داشته باشند.

مهم‌ترین دستاوردهای پژوهش بدین شرح معرفی می­شوند:1ـ تدوین اصول حفاظت و توسعۀ یکپارچه؛ 2ـ تدوین معیارها و شاخص‌های مؤثر حفاظت و توسعۀ یکپارچه به منظور تدوین راه‌بردها، سیاست­ها، برنامه­ها و اقدامات بازآفرینی یکپارچه؛ 3ـ تعیین مفاهیم اصالت، یکپارچگی، ارزش نسبی و معنای فرهنگی به مثابه مؤلفه­های اصلی تدوین چارچوب حفاظت یکپارچه؛ 4ـ تعیین مفاهیم توسعۀ فرهنگی ـ اجتماعی، توسعۀ کارکردی، توسعۀ فیزیکی و توسعۀ اقتصادی به مثابه مؤلفه­های اصلی تدوین چارچوب توسعۀ یکپارچه؛ 5ـ بیان اهمیت مفاهیم معنای فرهنگی و سرزندگی اقتصادی به مثابه معیارهای کلیدی تحقق چارچوب حفاظت و توسعۀ یکپارچه؛ 6ـ بیان اهمیت نقش ارزش‌ها و ویژگی‌های بستر اقدام به منظور تعیین سلسله­مراتب و اولویت‌بندی معیارها و شاخص‌های حفاظت و توسعۀ یکپارچه[بررسی یافته‌های تجربی پژوهش نشان می‌دهد که نمونه­های موردی، از لحاظ اولویت‌بندی معیارهای حفاظت و توسعۀ یکپارچه، مشابه، و از نظر جزئیات و اولویت‌بندی شاخص­ها، با هم متفاوت هستند]؛ 7ـ کشف ضرورت توجه به مفهوم مدیریت تغییر در فرآیند سیاست‌گزاری و برنامه‌ریزی بافت‌های شهری تاریخی، و مهارپذیر ساختن اقدامات توسعه­ای با بهره‌گیری از شناخت و درک کامل معنای فرهنگیِ مکان؛ 8ـ کشف ضرورت مدیریت یکپارچه و هماهنگی میان همۀ سازمان‌ها، دستگاه‌های مربوط و نقش­آفرینان حفاظت و توسعه در مراحل گوناگون.