08/22/2019 - پنجشنبه 31 مرداد 1398

ارزیابی تأثیرات سیاستهای تشویقی ساخت و ساز در بافت فرسوده منطقه 7 بر کیفیت زندگی ساکنان

1394/9/22 845 طرح پژوهشی-سازمان نوسازی(اداره پژوهش) rating
image

مؤسسة پژوهشی/ پژوهشگر: مهندسان مشاور برین بوم نوژان

سفارش‌دهنده: سازمان نوسازی شهر تهران

سال تهیه (زمان اتمام پژوهش): 1394

کلیدواژه‌ها:

سیاست­های تشویقی، ساخت و ساز، بافت فرسوده، کیفیت زندگی، منطقه 7


اهداف پژوهش

·      بررسی پیامدهای مثبت و منفی ناشی از اعمال سیاست­های تشویقی ساخت و ساز در بافت فرسوده منطقه 7

·      ارائه راهکارهای پیشنهادی به منظور هدفمند نمودن سیاست­های تشویقی در جهت ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان

سؤالات پژوهش

·      پیامدهای سیاست­های تشویقی ساخت و ساز و تأثیر آن بر کیفیت زندگی ساکنان بافت فرسوده منطقه 7 چیست؟

روش و شیوه‌های پژوهش 

روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش توصیفی و تحلیلی است. روش توصیفی برای تدوین مبانی نظری و روش تحلیلی برای کشف روابط علمی، شناخت همبستگی و روابط بین سنجه­ها، شاخص­ها و متغیرها به کار رفته است. جامعه آماری مورد نظر، خانوارهای ساکن در بلوک­های فرسوده منطقه 7 شهر تهران و نمونه مورد سنجش با استفاده از روش نمونه­گیری سهمیه­ای و سپس روش نمونه­گیری تصادفی ساده از میان جامعه آماری مذکور انتخاب شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و با احتساب سطح اطمینان 95 درصد و خطای 5 درصد برابر 380 محاسبه گردید. سنجه­های پژوهش در دو دسته سنجه­های عینی و ذهنی طبقه­بندی شده­اند. سنجه­های عینی با استفاده از داده­های سرشماری، طرح­های بالادست و سایر منابع اطلاعاتی موجود و سنجه­های ذهنی با استفاده از پرسش­نامه جمع آوری گردیده­اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق آمار توصیفی و آمار استنباطی صورت گرفته که در آمار استنباطی از آزمون T، ضریب گاما، ضریب همبستگی رتبه­ای کندال تائو، آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی استفاده شده است.

ساختار و چارچوب پژوهش 

بخش یکم- کلیات و روش­شناسی پژوهش، شامل بیان مسئله و اهداف و روش­شناسی پژوهش و پس از آن مبانی نظری پژوهش که شامل تبیین انواع سیاست­های تشویقی ساخت و ساز در بافت فرسوده و تاریخچه سیاستگذاری­ها و همچنین کیفیت زندگی از تعاریف تا شاخص­ها می­باشد. در انتهای این بخش چارچوب نظری و عملیاتی پژوهش روشن می­گردد.

بخش دوم- شناخت محدوده مطالعاتی که شامل بررسی اجمالی ویژگی­های محدوده و سپس بررسی سنجه­های پژوهش در سطح محدوده می­باشد. در انتهای این بخش، پیامدهای مثبت و منفی و سنجه­های بدون تأثیرپذیری در اثر اعمال سیاست­های تشویقی در سطح محدوده عملیاتی تبیین می­گردد.

بخش سوم- ارزیابی و نتیجه­گیری که شامل بررسی و تحلیل تأثیرات سیاست­های تشویقی ساخت و ساز بر شاخص­های مورد نظر پژوهش، بررسی روایی مدل سنجش کیفیت زندگی در بافت فرسوده منطقه 7، مقایسه اهمیت ابعاد سازنده کیفیت زندگی و سایر تحلیل­های تکمیلی می­باشد. در انتهای این بخش به جمع­بندی یافته­های پژوهش پرداخته و راهکارها و پیشنهاداتی به منظور ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان بافت فرسوده منطقه 7 ارائه گردیده است.

خلاصه پژوهش 

پژوهش حاضر، به منظور ارزیابی شاخص کیفیت زندگی بافت فرسوده منطقه هفت در جریان مداخلات و نوسازی­های انجام شده در اتر اتخاذ سیاست­های تشویقی نوسازی از دید ساکنین انجام شده است. مهم­ترین پرسش پژوهش این است که آیا سیاست­های تشویقی نوسازی و تغییرات صورت گرفته در بافت کالبدی منطقه هفت در طول دهه اخیر توانسته تأثیری در بهبود شاخص کیفیت زندگی داشته باشد؟

برای پاسخگویی به این پرسش مراحل زیر طی شده است:

مدل ارزیابی کیفیت زندگی با مرور ادبیات نظری (نظریه­های محققان شهری، رویکردهای نوین برنامه­ریزی شهری، پژوهش­های مرتبط) و زمینه پژوهش (هدف پژوهش، مقیاس مطالعه و اطلاعات در دسترس) تبیین شد. این مدل 6 بعد زیست­محیطی (با دو معیار انواع آلودگی­ها و زیرساخت­های محیطی)، کالبدی (با دو معیار دسترسی به خدمات و کاربری و وضعیت مسکن)، دسترسی و عبور و مرور ( با سه معیار نفوذپذیری، حمل­و­نقل عمومی و جریان ترافیک)، اجتماعی (با چهار معیار امنیت، روابط اجتماعی، روابط همسایگی و حس تعلق)، اقتصادی (با سه معیار ارزش ملک، هزینه مجوزهای ساخت­و­ساز و تحریک توسعه اقتصادی) و مدیریت (با یک معیار مدیریت شهری) را در بر می­گیرد که هر معیار در زیر مجموعه خود تعدادی سنجه را جای می­دهد.

سنجه­های مذکور به دو نوع عینی و ذهنی تقسیم می­شوند. برای اخذ داده­های مربوط به سنجه­های عینی از بلوک­های آماری مرکز آماری ایران در سرشماری عمومی نفوس و مسکن در دوره­های 1385 و 1390 و پایگاه اطلاعاتی کاربری زمین منطقه هفت و برای جمع­آوری داده­های مربوط به سنجه­های ذهنی از پرسشنامه نیمه باز استفاده شد.

ابزار امتیازدهی سنجه­های ذهنی و عینی طیف پنج گزینه­ای لیکرت و نرم­افزار­های مورد استفاده SPSS 23 وArcMap 10.2 هستند. برای سنجه­های عینی وضعیت سنجه­ها در دو دوره 1385 و 1394 ارزیابی شدند تا مشخص شود پس از اتخاذ سیاست­های تشویقی چه تغییری در سنجه در راستای تغییر کیفیت زندگی رخ داده و آیا نوسازی­های انجام شده  به بهبود کیفیت زندگی کمک نموده است؟ برای پاسخ به این پرسش از آزمون T استفاده شده و عدد مربوط به آماره آزمون با میانه نظری (برابر با 3 در نظر گرفته شد) مقایسه شد؛ چنانچه میزان آماره از میانه نظری بیشتر بوده نشان می­دهد مداخلات انجام شده به بهبود کیفیت زندگی از حیث سنجه مذکور منجر شده است و بالعکس، در صورتی که آماره محاسبه شده از میانه نظری کمتر بوده، مداخلات و نوسازی­های منتج شده از سیاست­های تشویقی نوسازی بر بهبود شاخص کیفیت زندگی تأثیری نداشته است و یا حتی منجر به افول آن شده است.

برای ارزیابی سنجه­های ذهنی نیز از پرسشنامه و در مواردی معدود از مصاحبه با اجتماع محلی (ساکنین بافت فرسوده منطقه هفت) بهره گرفته شد. به منظور امتیاز دادن به پاسخ­ها به روش بارش فکری چارچوبی برای امتیازدهی تهیه شد و بر مبنای این چارچوب پاسخ­های اخذ شده از هر سنجه در طیف پنج گزینه­ای لیکرت کدبندی و امتیازدهی شدند. به طور مشابه با سنجه­های عینی، برای تحلیل پاسخ­ها از آزمون T و مقایسه آماره آزمون با میانه نظری 3 استفاده شد.

نتایج به دست آمده از آزمون T تک نمونه­ای برای تحلیل پیامدهای مثبت و منفی و سنجه­های بدون تأثیرپذیری از سیاست­های تشویقی نوسازی به کار گرفته شد. به این ترتیب سنجه­های دارای میانگین بیشتر از میانه نظری در زمره پیامدهای مثبت قرار گرفتند؛ بدین معنا که سیاست­های تشویقی نوسازی منجر به بهبود وضعیت سنجه در منطقه هفت شده است و رضایتمندی کاربران را در پی داشته است. اما سنجه­هایی که میانگین کمتر از میانه نظری داشتند در دو دسته پیامدهای منفی و پیامدهای بدون تأثیرپذیری از سیاست­های تشویقی نوسازی طبقه­بندی شدند؛ با این توضیح که پیامدهای منفی سنجه­هایی هستند که مداخلات انجام شده در پی بهره­گرفتن ساکنان منطقه هدف از بسته­های تشویقی نوسازی به افول کیفیت زندگی انجامیده است و سنجه­های بدون تأثیرپذیری از سیاست­های تشویقی نوسازی نیز سنجه­هایی هستند که با وجود اینکه میانگین پایین­تر از میانه نظری دارند، اما وضعیت نامطلوب آن­ها را نمی­توان ماحصل ناکارآمدی سیاست­های تشویقی نوسازی تلقی کرد، بلکه عوامل بیرونی و سیاست­های کلان ملی در ارزش­گذاری پایین آن­ها توسط کاربران مؤثر بوده است.

نتایج آزمون T حاکی از این بوده که بعد زیست­محیطی با آماره 9/3، بعد کالبدی با آماره 41/3، بعد اقتصادی با آماره 29/3، بعد اجتماعی با آماره 18/3 و بعد دسترسی و عبور و مرور با آماره 04/3 همگی میانگینی بالاتر از میانه نظری دارا بودند و تنها بعد مدیریتی با آماره 25/2 میانگینی  کمتر از میانه نظری را به خود اختصاص داده است.

علاوه بر این نتایج پژوهش مبیین این امر است که شاخص کیفیت زندگی دارای میانگینی برابر با 18/3 است و از این منظر در وضعیت متوسط به سر می­برد. از این رو، می­توان اذعان داشت که سیاست­های تشویقی نوسازی در بهبود کیفیت زندگی ساکنان بافت فرسوده­ی منطقه هفت مؤثر بوده است.

اعتبار سنجی مدل سنجش کیفیت زندگی با روش تحلیل عاملی اکتشافی آزمون شد و تفسیر نتایج حاصله نشان داد که تنها سنجه­های وجود فضای لازم برای پارک خودرو (از بعد دسترسی و عبور و مرور به بعد کالبدی انتقال یافت) و فضاهای جمعی و محل تعاملات اجتماعی (از بعد اجتماعی به بعد کالبدی انتقال یافت) در دسته­بندی دیگری قرار گرفته­اند و سایر موارد و سنجه­ها کاملاً مشابه با مدل اولیه بوده است.

برای ارائه راهکارها نیز یک تناظر یک یه یک میان سنجه­ها و ارائه راهکار برقرار شد. به این ترتیب که با توجه به وضعیت کمی سنجه­ها و اطلاعات به­دست آمده از دانش اجتماع محلی در مورد شرایط زمینه­ای عرصه پژوهش-بافت فرسوده منطقه هفت شهر تهران- توصیه­هایی در قالب تعریف پروژه­های موضوعی و موضعی ارائه شد. برای اولویت­بندی راهبردها نیز از روش تحلیل عاملی تأییدی بهره گرفته شد که نتایج نشان می­دهد، به ترتیب راهکارهای ناظر بر ابعاد مدیریتی، زیست­محیطی، اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و دسترسی و عبور و مرور در اولویت­های اول تا ششم اجرایی قرار دارند.

نتایج و دست‌اوردهای پژوهش

سیاست­گذاری­ها، طرح­ها و برنامه­های شهرسازی هر کدام ضمن تغییر سیمای کالبدی شهرها، تأثیرات متفاوتی را بر سایر ابعاد جامعه شهری بر جای می­گذارند. سیاست­های تشویقی نوسازی نیز به ویژه در یک دهه اخیر، نوسازی واحدهای مسکونی منطقه هفت و افزایش تراکم ساختمانی و تراکم جمعیتی را به دنبال داشته است. از آنجایی که یکی از اهداف غایی هرگونه مداخله شهرسازی در بافت، افزایش کیفیت زندگی شهروندان است؛ فلذا ارزیابی تأثیرات مداخلات شهرسازی که به واسطه­ی تهیه طرح­ها و یا اتخاذ سیاست­های مقضی در عرصه شهری ظهور و بروز می­یابند، ضروری به نظر می­رسد. از همین جهت در پژوهش حاضر مدل نظری و روش عملیاتی برای سنجش کیفیت زندگی در بافت فرسوده منطقه هفت پس از تغییرات حاصل شده در اثر اتخاذ سیاست­های تشویقی در شش بعد مدیریتی، زیست­محیطی، اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و دسترسی و عبور و مرور طراحی و تدوین شد و کاربست این مدل حاکی از این است کیفیت زندگی ساکنان بافت فرسوده در سطح متوسط قرار دارد.

نتایج این ارزیابی می­تواند در قالب تعریف پروژه­های موضوعی و موضعی در بهبود و افزایش کیفیت زندگی ساکنان بافت فرسوده شهری مفید واقع شود؛ چراکه سنجش میزان رضایتمندی ساکنان منطقه هفت در زمینه ابعاد متعدد کیفیت زندگی، می­تواند مواردی را که اثرات مثبت سیاست­های تشویقی قلمداد می­شوند، زمینه­هایی که با عدم تأثیرپذیری از سیاست­های تشویقی نوسازی همچون گذشته و پیش از رونق گرفتن جریان  نوسازی­های دهه اخیر نیز دچار ضعف و نقصان بوده­اند و در نهایت پیامدهای منفی سیاست­های تشویقی را نمایان سازد. به این ترتیب تمرکز بر بهبود پیامدهای منفی و زمینه­های دارای نقصان و همچنین تقویت اثرات مثبت می­تواند بافت فرسوده منطقه هفت را به سمت افزایش کیفیت زندگی رهنمون سازد.

لینک دانلود