EN |  فا
Menu

مشاهده خبر

جزئیات مطلب

تعداد بازدید:254
تاریخ انتشار: 28/11/2017 11:32:50 ق.ظ
بهبودبخشی مسکن‌های بی‌سرانجام

بهبودبخشی مسکن‌های بی‌سرانجام

در یادداشت شماره پیش نشریه ساخت‌وساز با عنوان «ثروت ملی در بیابان خاک می‌خورد» به صحبت‌های مهندس آخوندی، وزیر محترم راه و شهرسازی در مورد وجود 3 میلیون واحد مسکونی افزون‌بر تعداد خانوار در کشور پرداخته شد. پرسشی که پیرامون این قضیه مطرح می‌شود این موضوع است که با وجود سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی که دست‌کم طی سال‌های 1385 تا 1392 در پروژه مسکن مهر انجام شد سرانجام این ثروت ملی که رقمی حدود 300 هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود چه خواهد شد؟ طرح سؤال و ابراز ناراحتی از کاستی‌های موجود تا چه اندازه در بهبود سرنوشت این عرصه نقش خواهد داشت؟ و پرسش اینجاست که چرا وزیر محترم و کارشناسان دولتی از اهمیت احیای ثروت یادشده غافل هستند. 


در گفتگویی که با دکتر سیدرضا میرصادقی به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌های عرصه ساخت‌‌و‌ساز کشور داشتیم ایشان نظرات خود را پیرامون این موضع بیان کرد. دکتر میرصادقی هم‌اکنون در مقام مدیر‌عامل و رئیس هیئت‌مدیره شرکت احجام‌ سازه و رئیس هیئت‌مدیره مهندسین مشاور بینش و فن فعالیت می‌کند. مجری پروژه برج میلاد و پروژه‌های پیرامونی در قالب مرکز ارتباطات بین‌المللی شهر تهران، مدیریت و اجرای پروژه‌های بزرگ و شاخص شهری در سراسر کشور و همچنین طرح‌های فرامرزی نظیر طرح توسعه حرم امیرالمؤمنین (ع) و صحن فاطمه زهرا (س) در کشور عراق از جمله فعالیت‌های مهم میرصادقی طی چندین دهه فعالیت عمرانی و ساختمانی محسوب می‌شود. دکتر میرصادقی همچنین سابقه ریاست هیئت‌مدیره شرکت سامان ایران، عضو هیئت مدیره شرکت سرمایه‌گذاری مسکن و شرکت ایران‌سازه، مدیرعامل شرکت یادمان‌سازه و ریاست هیئت‌مدیره شرکت میلاد تهران را که شرکت بهره‌برداری برج میلاد و مرکز همایش‌ها محسوب می‌شود را در کارنامه خود داشته است.  

 

نگاه متفاوت مردم به مسکن

وقتی سیاستمداران ما در مورد موضوعی باب صحبت را می‌گشایند حتما این کار را هدفمند انجام می‌دهند و احتمالا پیرو این موضوع در آینده موضوع‌های بیشتری را مطرح خواهند کرد. اما در مورد کارشناسی بخش نیازمندی مسکن در کشور باید ببینیم در برنامه 5ساله، سیاست‌های بخش مسکن به چه صورت تعریف شده است. اصولا نیاز به مسکن یا نیاز به سرپناه تعریف‌های متفاوتی دارد. اگر ما در شهر تهران اعلام کنیم که به فرض این مقدار آپارتمان یا واحد مسکونی خالی از سکنه داریم باید توجه دولتمردان و مدیران ارشد را به این موضوع جلب کرد که داشتن واحد مسکونی در تهران تعریف متفاوتی دارد. در تمام مراکز تجاری دنیا از کشورهای حاشیه خلیج فارس تا قلب اروپا آپارتمان خالی مازاد همواره وجود دارد. موضوعی که بخشی از آن به خاطر کشش اقتصادی آن منطقه است. در تهران اگر از منظر حقوق شرعی و عرفی به قضیه نگاه کنیم طبعا املاک مسکونی به عنوان سرمایه و دارایی مردم در نظر گرفته می‌شود. به ویژه در دهه گذشته که مسکن ارزش افزوده ایجاد کرده است املاک و مستغلات به عنوان دارایی و سرمایه مردم محسوب می‌شود. مردم از سراسر کشور برای کسب وجوهی از دارایی که ارزش افزوده داشته باشد به تهران رو می‌آورند و ملک می‌خرند. امری که طبعا به خاطر مسائل زیادی صورت می‌گیرد. مردم آپارتمان مسکونی می‌خرند تا با اجاره دادن یا خالی گذاشتن از ارزش افزوده آن سود ببرند. درواقع ملک به عنوان پشتوانه مالی محسوب می‌شود.

 

بیان اشتباه آمار واحدهای مسکونی

در دهه گذشته نرخ تورم حاکم بر املاک و مستغلات دست‌کم در تهران در دنیا کم‌سابقه بوده است. تهران را می‌توان جزو دو سه منطقه‌ای در دنیا نام برد که طی دهه گذشته نرخ تورم 2هزار درصدی را تجربه کرده است. در نتیجه این موضوع نباید به این صورت بسط داده شود که چقدر خانوار و چقدر مسکن خالی داریم. بلکه باید واحدهای مسکونی فاقد ارزش و بی‌کیفیت یا فرسوده را مدنظر قرار داد. طی 50 سال گذشته روند شهرنشینی در کشور ما روندی صعودی داشته است. موضوعی که بسیار تامل‌برانگیز بوده است. در سال 1345 نرخ شهرنشینی ما حدود 36درصد بود. رقمی که 50 سال بعد یعنی در سال 1395 به حدود 75درصد رسید. جمعیت خانوار در شهرها نیز به مرز 20 میلیون خانوار بالغ می‌شود. مسئله‌ای که در نهایت به ساخت‌و‌سازهای نابسامان در حاشیه کلانشهرها دامن زد. ساخت شهرهای اقماری بدون در نظر گرفتن مسائل ابتدایی و کیفی شهرنشینی و امکانات و اینکه این قضیه با توجه به گسست‌های اجتماعی که ایجاد می‌کند آیا می‌تواند به عنوان کاری پایدار و احیای فضاهای مسکونی تلقی شود یا خیر انجام شد. مثلا در حاشیه کلانشهر تهران طی یک دهه گذشته ساخت‌وسازهایی مانند شهر پرند اتفاق افتاد که از قضا نه تنها حدود 30درصد آن بدون استفاده باقی مانده‌اند بلکه حتی فروش نیز نمی‌روند. ما نباید مواردی این چنینی را جزو آمار واحدهای مسکونی مثلا خالی به حساب بیاوریم. چون دردی از معیشت و مسکن مردم حل نمی‌کند. تا سال 1404 باید سالی یک میلیون واحد مسکونی احیاء یا ساخته شود. امری که در توان دولت نیست. در خوشبینانه‌ترین حالت ما توانسته‌ایم طی یک دهه گذشته به طور متوسط500 هزار واحد مسکونی در سال بسازیم. با این توصیف اعلام چنین آمار و ارقامی درست نیست یا باید به صورت کامل و جامع بیان شود.

 

لزوم احیا و بهبود واحدهای مسکونی  

اصولا بزرگ‌ترین پروژه عمرانی کشور طی سال‌های 1385 تا 1392 پروژه مسکن مهر بوده است که نقدینگی بسیار زیادی نیز به خود اختصاص داد. این مسئله به موضوع‌های دیگری مانند تورم نیز دامن زد. اشتباه زیادی نیز در ایجاد، ساخت و بهره‌برداری وجود داشت. امروز هم نمی‌توان به این ثروت ملی که در بیابان‌ها خاک می‌خورد یا پس از چند سال استفاده فرسوده خواهند شد بی‌تفاوت بود. ساخت‌وسازهایی که اتفاقا در ایمنی و استحکام، از مبحث زلزله تا مسائلی مانند اطفای حریق در آنها لحاظ نشده است. چنان که در زلزله اخیر در جنوب کشور تعداد زیادی از همین واحدهای مسکن مهر آسیب‌های جدی دیدند. بنابراین یکی از کارهایی که دولت دوازدهم می‌تواند انجام دهد اصلاح و بهبود این فضاهای تحویل‌ داده شده به مردم است. باید این واحدها به سمت استانداردسازی سوق داده و شرایط زندگی ایمن در آنها فراهم شود. به تعبیر دیگر بهسازی واحدهای ساخته‌شده بهترین راه‌کار برای واحدهای مازادی است که در قالب ثروت ملی در بیابان خاک می‌خورد. ما ناگزیریم برای ایجاد فضایی نسبتا مطلوب، به بهسازی ساختمان‌های بی‌کیفیت نوساز مسکن مهر به همراه تأمین و ایجاد سرانه‌های معیشتی این شهرک‌ها بپردازیم تا از هدررفت ثروت ملی جلوگیری کنیم.   


ماهنامه ساخت و ساز/ شماره 176/ آبان 96

rating
انتخاب رنگ:
عرض اسکین:
پترن زمینه:
ستون های مگا منو:
گزینه جستجو: خروج