10/20/2019 - يكشنبه 28 مهر 1398

1. درونگرایی

درون گرایی یکی از ارزش های ممیز اساسی خانه ایرانی است که عنصربنیادی در پیدایش خانه است. انسان با ساختن خانه از فراخنای بی انتهای پیرامون خوددر یک نقطه گرد می آید. از پراکندگی و گریزندگی طبیعت به جمع شدن و تمرکز یافتن روی می آورد. او در طبیعتی که بدون حضور انسان رها شده و پراکنده است با حضور خود تمرکز و تجمع و معنی پدید می آورد و با بناکردن خانه به این تمرکز و تجمع واقعیت می بخشد. با این کار او نه تنها درون بلکه بیرون را نیز به وجود می آورد. پدید آوردن درون خانه امری مستقل و جدا از پدید آوردن خود خانه نیست بلکه خانه خود درون است اما درون بدون حضور انسانی که در جایی گرد می آید و می نشیند و ساکن می شود تحقق پیدا نمی کند. شاید منظور از اصطلاح درون گرایی خانه ایرانی آن است که در خانه ایرانی بیرون هم به درون آورده شده است یعنی آغاز گفتگو و همزیستی میان درون و برون در داخل خود خانه روی می دهد در حیاطی که مثال کوچکی از باغ دلخواه یا پنجره آسمان است. این گونه درون گرایی یعنی آوردن نمونه بیرون به درون را شاید بتوان جهان بینی و فرهنگ قوم ایرانی دانست.

2. وحدث و کثرت

یکی از گرایش های شاخص معماری ایرانی که در دوران مختلف و در ابنیه مختلف به آن اهمیت داده شده است، مقوله وحدت و کثرت است. یکی از مفاهیم وحدت و کثرت را می توان در رابطه خاص بین جزء و کل معنی کرد. یعنی در معماری ایرانی هر عنصر یا هر فرم یا هر فضا هم به صورت منفرد قابل درک است و هم به صورت ترکیبی، مفهومی که در تمام خانه های ایرانی می توان به وضوح آن را مشاهده کرد.

3. نظم و بی نظمی

نظم درمعماری ایرانی مترادف هندسه است. ریاضیات و هندسه نقش بسیار تعیین کننده ای در معماری خانه های ایران داشته اند. در هنر ایران پیچیده ترین فرم ها همواره از ترکیبات هندسی بسیار ابتدایی به وجود آمده اند. شاید بتوان گفت که معماری ایرانی بر خلاف معماری غربی عمدتا به صورت شفاهی انتقال یافته به همین دلیل معماری بر اساس اصول ساده هندسی پایه ریزی شده است تا بتوان آن را به آسانی در خاطر حفظ و با ابزار بسیار ساده ای از قبیل ریسمان و شاقول پیدا کرد. هندسه اساسا عنصر متحدکننده جز و کل است، مطلق است و تغییرناپذیر و انسان را با منطق آفرینش با نجوم و نظم طبیعت و آسمان آشنا می سازد. ارزش فرم های هندسی نه کمی بلکه کیفی است.

4.گونه گونی و یکنواختی

معماری ایرانی در کلیت خویش دارای تنوع بسیار زیادی است ولی چون ابزار بیان این تنوع محدود است در نهایت نوعی یکنواختی ظاهری ایجاد می کنند که از ویژگی مهم معماری ایران همچنین معماری خانه های ایران است. اما با کمی دقت متوجه می شویم که در تمامی ابنیه ها و به خصوص در خانه ها نه گونه گونی به طور مطلق موجود است و نه یکنواختی بلکه قرابتی موزون ما بین این دو مفهوم به زیبایی به چشم می خورد.

5. مرکزیت

تمامی بناها و ساختار شهرهای ایرانی دارای مرکزیتی است که ما به ازاء کالبدی آن به صورت مرکز یا محور در شهرها نمود و بروز دارد. در خانه نیز مرکزیت گاه در حیاط مرکزی خانه ها، حوض خانه و... نمود می یابد.

6. ابهام و ایهام

در معماری ایرانی هر چیزی دارای معنایی برونی و نیز درونی است. مکمل هر صورت خارجی واقعیتی درونی است که ذات نهانی آن است. به این سبب معماری و شهرسازی ایرانی دارای ابهام و ایهام و قابل تاویل است.همه عناصر معنایی نمادین دارند که از رهگذر تاویل مکشوف می شود.

7. تعادل

معماری و شهرسازی ایرانی متعادل است. بدان مفهوم که با شناخت طراحان و ایجاد کنندگان، از بستر طبیعی آن اولا میزان جمعیت پذیری شهر متناسب با توان و ذخیره موجود در طبیعت تنظیم می گردد. ثانیا توسعه کالبدی بناها و شهر با اتکا به مصالح طبیعی موجود در منطقه انجام می گرفت. ثالثا در معماری نیز تعادل میان اجزاء تشکیل دهنده فضاهای معماری بویژه در نماها و احجام قابل درک و شناسایی است.

8. تنوع

معماری و شهرسازی ایرانی اگر چه دارای ابهام و ایهام برای بیگانگان است لکن برای حفظ سرزندگی و شناسایی برای ساکنین اصلی، خود را نیازمند به ایجاد تنوع می داند. و به همین سبب در مقیاس های خرد و کلان تنوع ایجاد شده است. استفاده از طاق نما، بازی نور وسایه و گیاه و استفاده از عناصر نمادین همه با این هدف بوده است.

9. هماهنگی با طبیعت

معماری و شهرسازی ایرانی ارتباطی دو سویه با طبیعت دارد. در شهر ایرانی بناها دارای حیاطی مرکزی هستند که در آن ساکنین علاوه بر آنکه امکان مشاهده آسمان، ماه، ستارگان و خورشید را دارند آب نما و گل و گیاه منظور شده است.

مصالح مورد استفاده در ساخت و سازها مصالح طبیعی و بویژه خاک است.جهت گیری ابنیه به گونه ای است که بهترین بهره برداری از عوامل طبیعی(آفتاب، باد و نزولات جوی) را به همراه داشته باشد.در پاره ای از نقاط به فراخور نیاز، با ابداع عناصری نظیر بادگیر و فضاهایی نظیر شبستان و شوادان تهدیدهای طبیعی را به فرصت تبدیل نموده اند

10. حفظ حریم و حرم اشخاص و خانواده (حرمت و محرمیت)

حفظ حرمت خانواده و توجه به اصل محرمیت، از بارزترین تجلیات اصول اعتقادی و فرهنگی در معماری و شهرسازی ایرانی بوده است.به گونه ای که در طراحی بناهای مسکونی هیچ گونه اشرافی از همسایگان متوجه ساکنین نیست. در عین حال بر روی در ورودی خانه ها کوبه های متفاوت، نشانگر جنسیت مراجعه کننده است. شکل گیری فضاهای اندرونی و بیرونی، طراحی سلسله مراتب فضایی، تعبیه فضایی به نام هشتی در ورودی خانه ها و عدم امکان دیدفضاهای داخلی خانه در بدو ورود، از اثرات این معماری است. مردم واری معماری ایران و رعایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندام های انسان از دیگر مصادیق حرمت است.

11. پرهیز از اسراف

محدودیت منابع موجود در بستر طبیعی شهر موجب شده است تا در شهر و بناهای ایرانی طراحی و اجرا با حداقل ها و توجه خاص به پرهیز از بیهودگی انجام شود. فضاهای زندگی و فعالیت نیز تنها در حد نیاز تامین شده است.

12. چند کارکردی بودن فضاها و عناصر

فضاها و عناصر در معماری و شهرسازی ایرانی تنها پاسخ گوی یک کارکرد خاص نیستند و مجموعه ای از نیازها را همزمان تامین می کنند. چنین ویژگی سبب تحکیم کارکردی، معنایی و فنی واجد ارزش است. به عنوان مثال می توان به میانسرا، حیاط مرکزی خانه های درون گرای ایرانی اشاره کرد. حیاط در این خانه ها همزمان عامل تأمین محرمیت و حفظ حرمت خانواده و عزت نفس ایرانیان، عامل ایجادکننده یک خرد اقلیم مطبوع در مقابل شرایط نامساعد بیرون، عامل برقراری رابطه بین انسان و طبیعت، آب و نور و گیاه و عامل ایجاد نظم فضایی در خانه و سامان دادن اجزا و فضاهای کوچک و بزرگ در اطراف خود است.

انعطاف پذیری فضاهای خانه، مثالی دیگر در بیان این ویژگی است. فضاهای خانه نه بر اساس عملکرد، که بر اساس کیفیات معمارانه شان نامگذاری شده اند و بسته به ویژگی های فضایی و ابعاد، پذیرای فعالیت های مختلفی در ساعات مختلف شبانه روز یا همزمان بوده اند و در عین حال قابلیت بسط یافتن نیز داشته باشند.

عملکرد، که بر اساس کیفیات معمارانه شان نامگذاری شده اند و بسته به ویژگی های فضایی و ابعاد، پذیرای فعالیت های مختلفی در ساعات مختلف شبانه روز یا همزمان بوده اند و در عین حال قابلیت بسط یافتن نیز داشته باشند.

13. خلوت

یکی از مهم ترین ویژگی های روانشناسانه هر خانه مفهوم خلوت است که در تامین آسایش روحی افراد خانواده و در نهایت آسایش محله و اجتماع نقش اساسی دارد. این مفهوم در خانه های سنتی ایران به خوبی مورد توجه قرار گرفته استو معماران سنتی با به کارگیری تدابیر مختلف سعی در برآورده کردن این نیاز داشته اند. بر خلاف آن چه در معماری امروز ایران رخ داده و آن نادیده گرفتن خلوت، محرمیت و امنیت بصری در ساختمان ها است. بی تردید توجه به الگوی معماری سنتی و حفظ ارزش های آن در معماری معاصر می تواند تاثیر به سزائی در بالا بردن کیفیت خانه های امروزی داشته و رضایت مندی کاربران را تامین نماید.

خانه به عنوان یک سرپناه امن و آرامش بخش از ابتدایی ترین مسایلی است که انسان همواره با آن روبرو بوده و به دنبال راه حلی منطقی و مناسب برای تامین آن است. انسان در زمان ها و مکان های مختلف عوامل و مفاهیم و عناصر متفاوتی را به کار گرفته تا به این هدف دست یابد. مفهوم خلوت در مقایسه با مفاهیم فیزیکی و مادی وابسته به خانه چندان مورد توجه طراحان و معماران قرار نگرفته است. در سال های اخیر به دلیل رشد روزافزون جمعیت و به تبع آن تماس ها و تنش های بیشتر بین افراد نیاز به پرداختن به مفهوم خلوت ضروری تر به نظر می رسد. خلوت به معنای نیاز انسان به داشتن کنترل و نظارت لازم و کافی بر روابط و ارتباطات خود با دیگران است و اگر این نیاز انسان ارضا نشود شخص احساس تنش و تعارض می کند. لذا افراد برای رسیدن به خلوت مطلوب بسته به شرایط اجتماعی، فرهنگی و حتی سنی خود از ابزار و رفتارهای خاصی استفاده می کنند که یکی از مهم ترین این ابزار طراحی مناسب فضا و محیط زندگی افراد است. مردم همواره تلاش می کننددر انجام فعالیت ها به سطح مطلوبی از خلوت دست یابند و یکی از دلایل نارضایتی افراد از محیط ساخته شده عدم تامین مطلوبیتلازم است. در نتیجه دانستن معنا و مفهوم خلوت و بررسی تاثیر آن در شکل دهی به فضایی که در آن زندگی می کنیم ضرورت می یابد.



- مفهوم خلوت و عملکردهای آن در خانه

خلوت از جمله مفاهیمی است که در فرهنگ ها و جوامع مختلف برداشت های متفاوتی از آن شده است و تعاریف متفاوتی برای آن ارائه گردیده است. در تعاریف برخی از پژوهشگران از این مفهوم بیشتر بر انزوا و کناره گیری و نداشتن تعامل تاکید شده است. خلوت از عوامل شخصی و موقعیت تأثیر می پذیرد. هم چنین به طور جدانشدنی به دیگر فرایندهای مهم رفتاری مرتبط است. چهار عملکرد عمده را برای خلوت می توان برشمرد: نخستین کارکرد خلوت استقلال فردی است که محور مرکزی آن فردیت و مسائل مهم ارزش فرد، استقلال فرد و هویت فرد است.

خلوت ارتباط نزدیکی با حس خودمختاری ما دارد. وجود توانایی انتخاب انزوا و گوشه نشینی با همراهی دیگران در ما سبب ایجاد قدرت تصمیم گیری می شود و عدم وجود چنین توانایی سبب می شود که ما احساس درماندگی کنیم. خلوت برای حس هویت ما مهم است. انزوا و صمیمیت و نزدیکی به ویژه می توانند برای ارزیابی و پیشرفت ما در زندگی استفاده شوند.خلوت اجازه آزادسازی هیجانات را می دهد. در خلوت و تنهایی ما می توانیم گریه کنیم اشعار را دیوانه وار بلندبخوانیم و با خودمان صحبت کنیم.

- خصوصیات و ویژگی های خلوت

مقوله خلوت دو جنبه مهم دارد، خلوت مطلوب و خلوت کسب شده. اگر این دو با هم برابر باشند نظام تنظیم مرز در حالت ایده آل است اما بیشتر بودن این میزان از حد مطلوب به معنای قطع رابطه فرد با دیگران است به بیان دیگر در این حالت فرد مورد نظربیش از حد دچار انزوای اجتماعی، کسالت یا تنهایی است. در مقابل اگر میزان کسب شده خلوت کمتر از حد مطلوب باشد می توان نتیجه گرفت نظارت فرد بر رفتار متقابل اجتماعی خود چندان مناسب نیست و فرد دچار ازدحام است.



- خلوت در خانه های سنتی ایران

درون گرایی و کشش معماران ایرانی به سوی حیاط ها و پادیاوها و گودال باغچه ها و هشتی ها و کلاه فرنگی ها که شبستان ها را گرداگرد خود گرفته اند و محیط های دلکش و خودمانی به وجود آورده از دیرباز جز منطق معماری ایران بوده است. همچنین تحت تاثیر فرهنگ و آئین اسلام عقاید و قوانینی به زندگی و فرهنگ ایران وارد شده و وجوه مختلف زندگی و از جمله معماری را تحت الشعاع قرار داده است. خلوت از جمله مفاهیم و عناصری است که در طراحی و ساماندهی فضایی معماری و شهرسازی تاثیرگذار بوده و معمار مسلمان برای برآورده کردن و تامین این نیاز راه کارهای خاصی را به کار گرفته است. سلسله مراتب فضایی (حرکت قدم به قدم از کوچه یا خیابان به فضای ورودی خانه و سپس فضاهای خصوصی) و همچنین نظام اندرونی و بیرونی از جمله تدابیر لازم برای تامین خلوت مطلوب بوده است. همچنین ساماندهی خانه به شکل درون گرا علاوه بر تاثیر عوامل اقلیمی و امنیتی تا حدود زیادی تحت تاثیر عوامل فرهنگی، مذهبی و اجتماعی بوده است.

تفکیک عرصه داخلی از عرصه خارجی از بارزترین نمود عوامل مذکور در معماری درون گرا است. در این نوع معماری عرصه داخلی جهت عملکرد خاص اجتماعی، فرهنگی، مذهبی (مثل مساجد، حسینیه ها، مدارس و غیره) و یا عرصه داخل واحدهای مسکونی به عنوان فضای خصوصی برای زندگی خانواده به صورت کالبدی و قابل ادراک از فضای عمومی بیرون تفکیک شده است و اکثرا ارتباط و اتصال بین دو عرصه بیرون و درون توسط عناصر مفصلی یا گذار برقرار می شود. برای رسیدن به مرکز یک خانه مسکونی ابتدا از کوچه اصلی به عنوان یک عرصه عمومی معمولا وارد کوچه ای بن بست که نقش فضای مشترک یا عرصه نیمه خصوصی را دارد و سپس از طریق ورودی هشتی و راهروی نیمه تاریک با مقیاس انسانی و کوچک وارد حیاط مرکزی بزرگ و روشن می شود. توالی فضایی مذکور با تنوع فضایی خاص خود کیفیت ادراکی ویژه ای را به وجود می آورد. احساس و ادراک عرصه های مختلف خود وسیله ای برای تبیینی خاص از طراحی فضا و ایجاد سلسله مراتب در ورود و ارتباط عرصه ها محسوب می گردد. همچنین در فرهنگ اسلامی خلوت مورد نیاز بانوان نیز شرایط ویژه ای دارد. در این معماری هر کس اجازه ورود به حریم خصوص خانواده را ندارد. سلسله مراتب ورودی در خانه های ایرانی به ترتیب زیر بوده است:

اغلب خانه ها به خصوص خانه های مجلل دارای سردر بوده اند، سکوهای کناری جلوی سردر پاخور داشته اند و برای کسانی که با صاحب خانه کار داشتند ولی لازم نبود وارد خانه شوند فضایی مناسب ایجاد می کرد. در خانه های سنتی ما حتی برای در زدن هم از ابزار متفاوت استفاده می شده است تا تشخیص جنسیت فرد پشت در برای صاحب خانه امکان پذیر باشد. دو عنصر فلزی حلقه برای زنان و کوبه برای مردان بر روی اغلب درها وجود داشته است. ادغام معماری ایرانی در فرهنگ اسلامی باعث شد تا هنر ایرانی در جهان به نام هنرو معماری اسلامی معرفی شود. حالت های فضایی معماری ایران قادرند که تجربه فضای صمیمی شخصی و خصوصی را در کنار فضاهای معظم و با شکوه عرضه کنند و می توانند تجربه فضاهای بسته و نیمه بسته و باز و نیمه باز را در ترکیب با یکدیگر عرضه دارند تا آن جا که آدمی احساس کند روحش پناه گرفته و یا به گشایشی دست یافته است.

ارتباط درون خانه با فضای بیرونی به شکلی که امروزه وجود دارد مطرح نبوده، خلوت دیداری ساکنین خانه ها کاملا تامین بوده و این گونه نبوده که هر عابری به خلوت خانه راه یابد. طراحی خانه ها غالبا به صورت درون گرا بوده یعنی هیچ دریچه و پنجره ای به بیرون خانه وجود نداشته و تامین نور طبیعی نیز از طریق حیاط های مرکزی و یا سقف ها انجام می گرفته است. در خانه هایی هم که به صورت کوشک یا خانه باغ در اقلیم های سردسیر طراحی می شده معمولا حریم حیات یا باغ به اندازه ای بوده که هیچ گونه دیدی از خارج به داخل خانه امکان پذیر نبوده است.

در بعد شهری نیز محله ها به گونه ای طراحی شده اند که کاربری های مختلف به نحو مطلوب و مناسبی از هم تفکیک شده و هیچ مزاحمتی برای هم نداشتند. در فضاهای شهری کوچه ها در طول مسیر پیچ و خم هایی بر می دارند که نقش دیدشکن را دارند. این پیچ ها موجب پیدایش فضاهای خصوصی در طول مسیرهای حرکتی و عمومی می گردد.

- خلوت در خانه های معاصر ایران

فناوری جدید رابطه میان خیابان و خانه و فضای عمومی و خصوصی را در بسیاری از شهرهای امروزی تغییر داده است. اکنون سکونت یک فضای خصوصی نسبی را به وجود می آورد. در دنیای توسعه یافته دیوارها و درهای خانه های ما شاید رایج ترین مکانیزم هایی هستند که برای اداره حریم خصوصی و خلوت به کار می روند و در بیشتر موارد هیچ توجهی به این مساله نشده و راه کار خاصی برای حفظ و تامین آن در نظر گرفته نشده است. امروزه در مجموعه های مسکونی نه خلوت دیداری قابل تامین است و نه خلوت شنیداری وضعیت مطلوبی دارد. پنجره هایی که کاملا روبه روی هم قرار گرفته اند و دید مستقیم به دیگری دارند به طوری که ساکنین خانه ها برای حفظ خلوت و حریم خصوصی خود از دیدن ساختمان های بلند مجاور ناچار به استفاده دائمی از پرده و غیره می باشند، که نمونه هایی از تجاوز خواسته یا ناخواسته همسایه ها به حریم یکدیگر است.

محل قرارگیری درب های ورودی آپارتمان ها نیز معمولا به گونه ای است که در صورت باز بودن درب خانه هر رهگذری به راحتی می تواند به درون خانه دید داشته باشد. محل قرارگیری درب های ورودی واحدهای آپارتمانی نیز معمولا به گونه ای است که در صورت بازبودن در خانه هر رهگذری به راحتی می تواند به درون خانه دید داشته باشد.



از نظر خلوت شنیداری هم وضعیت مطلوبی وجود ندارد. دیوارهای بین واحدهای آپارتمانی و فضاهای مشترکی مثل نورگیرها و حیاط خلوتها به گونه ای هستند که به انتقال صدا در قسمت های مختلف خانهکمک کرده است و موجبات نارضایتی ساکنین هم از شنیدن ناخواسته صداهای مزاحم اطراف و هم از عدم تامین امنیت صوتی برای خودشان را به بار می آورد.ساختمان های بلند امروزی بر ساختمان های کوتاه تر اطراف سایه افکنده و گذشته از دید و اشراف بر آن ها مانع رسیدن نور طبیعی و آفتاب به این ساختمان ها شده و بدین ترتیب مخل آسایش و آرامش همسایگان شده اند.