دهمین نشست مدیران بافت های فرسوده کلانشهرهای کشور به مدت 2 روز در تهران برگزار شد. در حاشیه اجلاس پای صحبت تعدادی از مدیران شرکت کننده در این اجلاس نشستیم تا از نظرات و تجربیات آنها آگاه شویم.
آنچه در پی می آید حاصل گفت و گوی خبرنگار ما با مدیران بافت های فرسوده کلانشهرهای کشور است.
دهمین نشست مدیران بافت های فرسوده کلانشهرهای کشور به مدت 2 روز در تهران برگزار شد. در حاشیه اجلاس پای صحبت تعدادی از مدیران شرکت کننده در این اجلاس نشستیم تا از نظرات و تجربیات آنها آگاه شویم.
آنچه در پی می آید حاصل گفت و گوی خبرنگار ما با مدیران بافت های فرسوده کلانشهرهای کشور است.
∆ نخست بفرمائید که در این نشست ها چه سمتی دارید؟
• دبیر جلسات نشست مدیران بافت های فرسوده کلان شهرهای کشور هستم.
∆ بفرمائید هدف از برگزاری این نشست ها چیست؟
• اولین هدف نشست ها این است که بتوانیم موضوع بافت های فرسوده را که یک مسأله مهم شهری کشور است با حضور صاحبنظران و مسئولان دولتی و مجلس (قوه مقننه و مجریه) و سایر دست اندرکاران مورد بحث و بررسی قرار بدهیم که به عنوان دغدغه اصلی همه مسئولان مطرح بشود.
∆ آیا در مجموع نشست ها به اهدافی که مورد نظر بود، رسیدید؟
• در این همایش ها به نکات مهمی دست پیدا کردیم. چالش ها و مشکلاتی که فرا روی بافت های فرسوده بوده، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است به لحاظ اینکه این موضوع جدیدی است و علیرغم اینکه قانون نوسازی از 40 سال پیش تصویب شده، تاکنون اقدامی انجام نشده بود و مشکلات و مسائل نامشخص بودند. در این نشست ها به این نتیجه رسیدیم که طرح های شهری ناکارآمد است و نیاز داریم که طرح های ویژه احیای بافت های فرسوده و مرمت بافت های تاریخی مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. مشکلات فرسودگی زیر ساخت های این بافت ها مثل آب و فاضلاب، برق و گاز و مخابرات مورد بررسی قرار بگیرد. مباحث کالبدی این بافت ها مورد توجه جدی قرار بگیرد. اصولاً این مسائل و مشکلات مالکیتی و ثبتی، اوقافی و میراثی از جمله مسائل مهمی هستند که عموماً در بافت های کشور وجود دارند. در حقیقت پیکره ای از شهرها تبدیل به یک قسمت ناکارآمد شده اند و آوردن این قسمت از شهرها در چرخه اقتصاد شهری بسیار مهم است.
در حال حاضر با دو معضل بزرگ روبرو هستیم. اول فرسودگی بافت های تاریخی و قدیمی شهرهاست که بخشی از آنها از سکنه خالی شده و دوم توسعه بی رویه شهرها و حاشیه نشینی است که به نظر می رسد باید سیاست های کلان در ارتباط با این دو مقوله همسو و هم راستا بشوند.
∆ در مجموع آیا برنامه های اجرا شده به توفیق رسیده اند و کم و پیش مشکلات کمتر شده اند؟
• واقعیت این است که اگر طرح های اجرائی توأم با آزمون و خطاست علت این است که به سیاست واحدی در برخورد با این بافت ها نرسیده ایم و قطعاً در شهرهای مختلف و مناطق گوناگون یک سیاست واحد نمی تواند کاربرد اجرایی داشته باشد. باید توجه به شرایط منطقه و متناسب با فرهنگ منطقه، برنامه ریزی انجام بشود. نگاه به بافت های فرسوده از یک نگاه عمرانی باید به یک نگاه اجتماعی و فرهنگی تغییر کند. بسیاری از قوانین موجود در راستای انجام پروژه های عمرانی است. بنابراین قوانین باید در راستای انجام پروژه های اجتماعی و فرهنگی تدوین بشوند.
∆ آیا تاکنون به اصولی دست پیدا کرده اید که برای همه کلانشهرها کاربرد داشته باشد؟
• حداقل به این سمت و سو رفته ایم که دولت و شهرداری ها به تنهایی قادر نیستند نسبت به حل این مشکل اقدام کنند. دولت می تواند در سیاست های کلان کشور زمینه ساز احیای بافت های فرسوده باشد و حمایت های خود را در اجرای این طرح ها به صورت غیر مستقیم عملی کند. طبیعی است که شهرداری ها به عنوان مدیران محلی و شورای شهر می توانند در این بستر سازی حرکت های دولت کمک بسیار مؤثری داشته باشند، منتها نکته اصلی "مردم" هستند و باید همه توان ها به سمتی برود که خود مردم در احیا و نوسازی بافت های فرسوده مشارکت کنند و ضمن ارتقاء سطح زندگی خود اگر ارزش افزوده ای هست در اختیار خودشان قرار بگیرد.
∆ حاصل این نشت (دهمین نشست مدیران بافت های فرسوده کلانشهرها) را چگونه ارزیابی می کنید؟
• همانطور که اشاره شد با توجه به اینکه در نشست های قبلی تجربه ها ی مطرح شده زیادند، همه مشاوران، مجریان و قانونگذاران به تجارب جدیدی دست پیدا می کنند. حداقل در نشست امروز به نگاه های مشترکی رسیدیم. این نگاه های مشترک قطعاً می تواند در پیشبرد اهداف نوسازی بافت های فرسوده مؤثر باشد. ضمن اینکه هنوز در ابتدای راه هستیم. هنوز حرکت های بعدی شروع نشده است. همه دست اندرکاران در قوه مجریه، مقننه و قضائیه و حتی رسانه های مختلف باید به طور قوی و جدی وارد این بخش بشوند. اینکه جمعیت زیادی در این بافت ها (نزدیک به 1/3 جمعیت کشور)ساکن هستند. ما از تمام ظرفیت های موجود باید استفاده کننیم و نقائصی که در قوانین هست و کمبودهایی که وجوود دارد باید شناسایی شوند . باید برنامه های کاربردی تهیه کنیم. قطعاً نیاز به تشکیلات منسجم و قوی در شهرها داریم. چون هدف بسیار متعالی و بزرگ است. قطعاً بودجه های فعلی در این ارتباط نمی تواند حرکت جدی را باعث شود و حرکت آخرین باشد. به نظر من احیای بافت های فرسوده با توجه به مشکلاتی که دارد از نان شب هم برای همه ما واجب تر است و از اهم واجبات دولتی و مدیریتی شهری به حساب می آید. قطعاً باید دولت برای زیر ساختها و برنامه هایش هزینه کند و بعد برای نوسازی بافت ها از مردم استفاده شود. حرکت فرهنگی قوی در سطح رسانه ملی باید صورت بگیرد و از کلی گویی و شعار پرهیز شود. به هر حال بافت های ما دچار مشکلات متعددی هستند. از مشکلات ناپایداری ساختمان ها، از وضعیت زیست محیطی و موارد مشابه رنج می برند. باید قبول کنیم که بافت های فرسوده جزء مهمی از پیکر شهرها بوده اند که امروز ناکارآمد شده اند و اگر پیکره ای از شهر ناکارآمد باشد، تأثیر خود را بر بقیه نقاط شهر خواهد گذاشت.
بنابراین باید حرکت فرهنگی قوی صورت گیرد و افراد متخصص باید در خدمت این بافت ها قرار بگیرند. باید علما و بزرگان، معتمدان و همه افراد ذی نفوذ به کمک این مهم بیایند. مهمترین بحث، جلب اعتماد مردم است. بادی از طریق آموزش، از سطح مدیران و برنامه ریزان شهری تا دست اندرکاران و مردم شروع کرد. هم به برنامه های فرهنگی نیاز داریم و هم برنامه های اجرایی. اینکه همیشه عنوان شود بافت ها باید خود کفا نوسازی شوند، دشواری های بسیاری دارد. اینکه در خیلی از این جاها به صورت اقتصادی فکر کنند (حداقل در مراحل اولیه) قابل قبول نیست و امکان ندارد. هزینه ای هست که باید برای احیاء بافت ها پرداخت شود. منتها نباید مشارکت مردم به معنای واقعی نادیده گرفته شود.
∆ سخن پایانی؟
• امیدواریم که با درک این حساسیت ها توسط همه، روزی به این سمت و سو حرکت کنیم که نه تنها جلوی اضافه شدن فرسودگی شهرها گرفته شود بلکه بافت فرسوده ای در شهرها نداشته باشیم. ضمن اینکه باید همه برنامه ریزان کلان کشور و شهرها برنامه ریزی خود را به گونه ای ترتیب دهند که این معضل بافت های فرسوده در اولویت برنامه ها قرار بگیرد و رویکردها و تصمیمات به سمتی برود که از این ظرفیت های نهفته و ناکارآمد که می تواند با حداقل گردگیری ابتدایی در خدمت شهر قرار بگیرد، به درستی استفاده شود.